“پرسشها، پرسشها مهماند، نه پاسخها”از کشتی که پیاده شد خبرنگار آمریکایی از او پرسید بهعنوان پیشروترین نمایشنامهنویس جهان، نظرتان درباره مرگ و زندگی چیست؟اوژن یونسکو گفت «کمی به من فرصت دهید تا به سئوالتان فکر کنم.فقط ۲۰ سال!اما قول نمیدهم که پاسخ را حتما خواهم یافت»در مقاله “نویسنده و مصائبش” میگوید ملاک حقیقت هر اثری تنها در پرسشهایی که طرح میکند.ارزش ادبیات چه در پی سرگرمی باشد، چه افزودن به واقعیت، در نظر یونسکو، فقط بسته به ایجاد “پرسشهای حقیقی” برای مخاطب است.آن متنی که پاسخ میدهد، بیانیهای است سیاسی، ایدئولوژیک و بیارزش. زیرا «کلید جهان در جیب هیچکس نیست»مینویسد اگر از او بپرسند چرا کتاب میخواند خواهد گفت «نه برای یافتن پاسخ به سوالاتم، که برای یافتن سوالات تازه دیگری!»میگوید جنس و شوق دانستن در ادبیات و فلسفه، از علم متفاوت است.علم به دنبال پاسخ است و باید باشد، اما ادبیات و فلسفه نه!در سپهر این دو، از نظر یونسکو، پاسخ گفتن یا نگفتن کمترین اهمیتی ندارد. زیرا درست خواندن ادبیات یعنی تلاش برای آشنایی با چهره و سئوالات نویسندهای که حتی ممکن است دوستش هم نداشته باشیم.چرا که «از خود پرسیدن و پاسخ نگفتن درستتر از آنست که آدمی جسارت پرسیدن را هم نداشته باشد».یونسکو میگوید با خواندن آثار بزرگانی نظیر بالزاک و شکسپیر، نه به دنبال “راه حل غایی” که در پی یافتن این است که آنها چگونه پرسشهای خود را درک میکردند.زیرا هر اثر راستین و درستی «خود پاسخ خویش است»و پرسش هر نویسنده اصیلی، پرسش ماست، و درک دقیق آن، راهی به افق پاسخها. زیرا نویسنده موفق به “کشف” حقیقت خود که «واقعیتی غیرمنتظره است میشود و نقاب از چهره حقیقت بر میگیرد»اما چون این واقعیت همیشه نامنت
برچسب:
نویسنده: آوا شجاعی
تاريخ: پنجشنبه
16 آذر
1402 ساعت: 16:12